احوالم را نپرس. باور کن حتی نمی گویم :
"حال همه ما خوب است اما تو باور نکن1" .
من خیلی وقت است خوب نیستم.
بخیل شده ام و حسود .
به بزرگی سنگی می اندیشم
که بتوان جلوی پای این زندگی انداخت
تند می رود این روزها.
چشم دیدنش را ندارم.
1_قسمتی از شعر سید علی صالحی
نظرات ()
نظرات ()همیشه سر آمدن انتظار زمزمه وصل نیست.
گاهی انتظار به آخر می رسد زیرا فراق با تحکم بیشتری سخن گفته است.
نظرات ()
فکر نکن نمی فهمند
تو یکی به نعل می زنی و یکی به میخ
و اصطبل را!!!!!!!!!!
اسب هر چقدر هم نجیب باشد
یک حیوان چهارپاست
حالا خودت حساب کن
می شود روی حرف تو حساب کرد؟
نظرات ()ساعت شرم دارد از زنگ زدن
خورشید هم اگر مجبور نبود طلوع نمی کرد
حالا که تنها یک قدم آن سو تر ایستاده ای
نظرات ()رفتنی است
رفتنی
تکرار می کردم
ته فنجان راه پیدا بود
نفهمیدم خوردن قهوه ، کنار تو چه لذتی دارد
نظرات ()گفته بودند و شاید جایی خوانده بودیم که:
«تنهایی ها عقب می نشینند اگر روبرویشان کنیم با هم»
تنهایی ما تنهایی من و تو هنوز در نبردند
هر دو آنچنان جنگجو
هر دو آنچنان پای کوفته در قلمرو خویش
و ماییم که عقب نشسته ایم در عزلت
نظرات ()بارها افتادیم
"بزرگ می شی یادت میره"
بارها گفتند
روزگار با ما چه کرد؟!
دیگر بزرگ نمی شویم انگار
نظرات ()چترها را بستند
جور دیگر دیدند
آسمان دیگر نبارید
نظرات ()من از عادت بیزارم
از عادت گریزانم
و می خواهم آدم ها آن قدر برایم عادی شوند
که عجب آورم از دیدن عکسشان
و هرگاه بگوییم : سلام
قند در دلمان آب شود
مثل اولین دیدار.
نظرات ()گاه گرفتار مرگ دیگران می شوم
که نماندنشان ماندنی کردشان
که اگر همواره می درخشیدند؛
چنین آسمانشان روشن نمی ماند که با غروبشان
که گفته اینچنین مرگی زیبا نیست؟؟!
نظرات ()پشت کردن به دوستان؟!!!!!!
هرگز
برق خنجرهاشان را نمی بینی پنهان در آستینشان؟
نظرات ()از آن دم که تو را به یاد می آورم
کوشیده ام تا فراموشت کنم
نظرات ()
برای آن بودنِ دلگیر دلم تنگ می شود گاهی
و با این بودنم، حالا هر بودنی که هست؛انگار بودنم نابود است
نظرات ()خوب می دانیم باید گریه کنیم،
حیف بهانه ها به شمار نمی آیند.
نظرات ()کسی تمام می شود از زندگی
و تو به پایان می رسی تمام زندگی را
نظرات ()شادم
که امروز به دست خود ویران شدم
و آوار من تو را هم ویران کرد
نظرات ()هرگز ندانم مرگ است آنچه نگرانم می دارد
یا نگرانیم به مرگ می کشاند!؟
می نگرم زندگی را و با مرگ معنا می یابم.
نظرات ()می گریزم با تمام زنجیرهایی که به پایم بسته اید.
شما ناخن گزان
در حیرت از سستی زنجیر
نخواهید فهمید :
من از زنجیر گریزانم
نظرات ()